دانلود بازی
بازی کارتینگ برای اندروید , دکوراسیون منزل , عکسهاى عاشقانه , دانلود اهنگ شاد خب به درک , رنگ موی سال 94 , تیتراژ پایانی زنده باد زندگی 320 , بن بست حمید عسکری , عکس انواع مبل کودک , دانلود عکس عشقی , آهنگ جدیدشهرام شب پره

ترجمه فارسی نهج البلاغه در توحيد الهي
از خطبه‏هاي آن حضرت عليه‏السلام است (و ذکر بعضي از صفات خداوند جل شانه): سپاس خداوندي را سزا است که آفريننده بندگان و گستراننده زمين و روان کننده آب فراوان در زمينهاي پست و روياننده گياهها در زمينهاي بلند است، اول بودن او را ابتداء و هميشگيش را انتهاء و بسر رسيدن نيست (زيرا ابتداء و انتهاء شايسته ممکن است، نه واجب‏الوجود که عدم و نيستي بر او محال است، چون آنچه مسبوق به عدم و نيستي باشد محدث و پيدا شده است، و محدث واجب‏الوجود نيست، لذا ميفرمايد:) او است اول که هميشه بوده و پاينده که انتهاء ندارد (به جهت عظمت و بزرگواري سزاوار پرستش بوده) پيشانيها براي او به خاک رسيده و سجده کرده و لبها به توحيد و يگانگيش هم آواز است، حدود اشياء را هنگام آفريدن هر يک تعيين فرمود تا خود از شبيه و مانند بودن به آنها امتياز داشته باشد (پس محدود بودن اشياء دليل بر اين است که او را مانندي نيست) انديشه‏ها او را با حدود و حرکات و اعضاء و ابزارها (قواي ظاهريه و باطنيه) نميتواند تعيين نمايد (زيرا او را حد و حرکت و عضو و ابزار که از لوازم ممکن است نميباشد) براي او گفته نميشود: در چه زماني بوده؟ و تعيين نميگردد تا چه زماني خواهد بود (زيرا او ازلي و آفريننده زمان است، پس زمان بر او احاطه ندارد، و ابدي است که او را انتهائي نيست، وگرنه محدود به حد ميشد و واجب نبود، و در برابر عقل) هويدا است که نميتوان گفت از چه آشکار شده، و (از ديده‏ها) مخفي است که گفته نميشود: در چه چيز پنهان گرديده (زيرا او علت همه علتها و از مکان و محل مبري ميباشد) جسمي نيست که از دور جلوه‏گري کرده بعد از بين برود، و زير پرده نيست تا چيزي بر او احاطه داشته باشد، نزديک بودن او به اشياء به چسبيدن نيست و دوري او از آنها به جدائي نميباشد (زيرا قرب و بعد از لوازم امکان است و او ممکن نيست، پس معني قرب و نزديک بودن او اينست که به همه اشياء احاطه دارد و همه چيز به او قائم است، و معني بعد و درويش اينست که به کنه ذات او پي برده نميشود) و به او پنهان نيست از بندگانش نگاه کردن زير چشمي و نه تکرار و چند بار گفتن سخني و نه نزديک شدن به تپه خاکي و نه برداشتن گامي در شب تيره و نه در شب تاريک آرمنده که ماه روشني‏دهنده بر آن سايه مي‏اندازد (تاريکي آن را برطرف مينمايد) و خورشيد داراي روشنائي در پي آن مي‏آيد، در غروب و طلوع (چون ماه پنهان شود خورشيد طلوع کند، و چون خورشيد غروب کند ماه هويدا گردد) و در گردش ايام روزگارها از آمدن شب و رفتن روز (خلاصه شب و روز آشکار و نهان و تغيير و تبديل روزگار نسبت به علم و دانائي او به جزئي و کلي اشياء مساوي است و چيزي از او پوشيده نميباشد) پيش از هر انتهاء و مدت و هر شمردن و شماري بوده است (زيرا او که آفريننده همه اشياء است بايستي پيش از آفريده شده باشد) بلند و منزه است از اينکه تعيين کنندگان حدود اندازه‏ها و نهايت اطراف و جوانب و تهيه جاها و قرار گرفتن در مکانها را به او نسبت دهند (زيرا اندازه و نهايت داشتن و کسب مکان و قرار گرفتن در آن از لوازم جسم و امکان است، لذا ميفرمايد:) حد و نهايت مخلوق و آفريده شده او را شايسته است و به غير او (ممکنات) نسبت داده ميشود، اشياء را از روي اصول و مبادي و نمونه ازلي و ابدي نيافريد (چون آفرينش او مبداي نداشته) بلکه (بي‏نمونه و مبدا به محض اراده) آفريد آنچه آفريده و حدش را تعيين نمود، و به آنچه که ايجاد فرمود صورت و شکل داد و صورت آن را نيکو و مناسب گردانيد، هيچ چيزي را در برابر او امتناع و سرکشي نيست (همه مطيع و فرمانبردارند) و از اطاعت و پيروي چيزي سود و بهره نصيب او نميگردد (زيرا او نيازمند به غير نميباشد، چون نيازمندي مستلزم نقض کمال است و آن از لوازم امکان ميباشد) دانائي او به مردگان از پيش گذشته مانند دانائي او است به زنده‏هاي باقي مانده، و علم او به آنچه در آسمانهاي زبرين است مانند علم او است به زمينهاي زيرين (علم او به مرده و زنده و گذشته و آينده و پست و بلند يکنواخت است، چون ذات او نسبت به همه اجزاء زمان و زمانيات يکسان است، علم او هم که عين ذات او است چنين ميباشد).
قسمتي از اين خطبه است (در شگفتي آفرينش انسان و عظمت و بزرگي آفريننده): اي انسان آفريده شده مستوي‏الخلقه (بي‏نقض و کم بود) و اي پديد آورده شده محفوظ در رحمهاي تاريک و پرده‏هاي بسيار (تاريکي شکم و رحم و مشيمه يعني پرده‏اي که انسان هنگام ولادت با آن از شکم مادر خارج ميشود) که شروع شده‏اي از گل خالص (و از بدن انسان که ترکيب شده از عناصر ارضي است) و در آرامگاه استوار و محکم (رحم مادر) نهاده شدي تا قدر معلوم (هويدا شدن طول و عرض و نازکي و کلفتي) و مدت قسمت شده (زمان حمل هفت يا نه ماه يا کمتر و زيادتر) در شکم مادرت جنبش داشتي در حاليکه جنين بودي، سخني را پاسخ نميدادي، و آوازي نميشنيدي، پس از قرارگاه خود (رحم مادر) به سراي نديده و راههاي سودش را نشناخته بيرون آورده شدي، کي تو را به کشيدن شير از پستان مادرت راه نمود؟ و کي تو را هنگام نياز به آنچه درخواست و اراده نمودي آشنا کرد؟ (آيا همه اينها دليل بر وجود و هستي صانع نيست که ميخواهي پي به کنه و حقيقت ذات او ببري) چه دور است (پي بردن به کنه ذات او، زيرا) کسي که از (شناسائي) صفات دارنده شکل و صورت و اندام ناتوان است، از صفات آفريننده او ناتوانتر و از دريافتش بوسيله حدود و صفات آفريده‏ها دورتر است (کسي که به شگفتي آفريده شده راه نبرد چگونه به آفريننده راه پيدا خواهد کرد، و حال آنکه او را شبيه و مانندي نيست تا کنه ذات و صفاتش شناخته شود). متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) الْحَمْدُ لِلَّهِ خالِقِ الْعِبادِ، وَ ‏ساطِحِ‏ ‏الْمِهادِ، وَ مُسِيلِ ‏الْوِهادِ، وَ مُخْصِبِ ‏النِّجادِ، لَيْسَ لِأَوَّلِيَّتِهِ ابْتِداءٌ، وَ لا لِأَزَلِيَّتِهِ، انقِضاءٌ، هُوَ الْأَوَّلُ لَمْ يَزَلْ، وَ الْباقِى بِلا أَجَلٍ، خَرَّتْ لَهُ الْجِباهُ، وَ وَحَّدَتْهُ الشِّفاهُ، حَدَّ الْأَشْياءَ عِنْدَ خَلْقِهِ لَها ‏إِبانَةً ‏لَهُ‏ مِنْ شَبَهِها، لا تُقَدِّرُهُ الْأَوْهامُ بِالْحُدُودِ وَ الْحَرَکاتِ، وَ لا بِالْجَوارِحِ وَ الْأَدَواتِ. لا يُقالُ لَهُ: مَتى؟ وَ لا يُضْرَبُ لَهُ أَمَدٌ بِحَتّى، الظّاهِرُ لا يُقالُ: مِمَّا، وَ الْباطِنُ لا يُقالُ: فِيما، لا شَبَحٌ فَيُتَقَصّى، وَ لا مَحْجُوبٌ فَيُحْوى، لَمْ يَقْرُبْ مِنَ الْأَشْياءِ بِالْتِصاقٍ، وَ لَمْ يَبْعُدْ عَنْها بِافْتِراقٍ، وَ لا يَخْفى عَلَيْهِ مِنْ عِبادِهِ ‏شُخُوصُ‏ ‏لَحْظَةٍ وَ لا کُرُورُ لَفْظَةٍ، وَ لَا ‏ازْدِلافُ‏ ‏‏رَبْوَةٍ‏، وَ لَا انْبِساطُ خُطْوَةٍ فِى لَيْلٍ ‏داجٍ‏، وَ لا ‏غَسَقٍ‏ ‏ساجٍ‏. ‏يَتَفَيَّأُ عَلَيْهِ الْقَمَرُ الْمُنِيرُ، وَ تَعْقُبُهُ الشَّمْسُ ذاتُ النُّورِ فِى ‏‏الْأُفُولِ‏‏ ‏‏وَ‏ ‏‏الْکُرُورِ‏، وَ تَقَلُّبِ الْأَزْمِنَةِ وَ الدُّهُورِ، مِنْ إِقْبالِ لَيْلٍ مُقْبِلٍ، وَ إِدْبارِ نَهارٍ مُدْبِرٍ، قَبْلَ کُلِّ غايَةٍ وَ مُدَّةٍ، وَ کُلِّ إِحْصاءٍ وَ عِدَّةٍ، تَعالى عَمّا ‏يَنْحَلُهُ‏ الْمُحَدِّدُونَ مِنْ ‏صِفاتِ‏ ‏الْأَقْدارِ، وَ ‏نِهاياتِ‏ ‏الْأَقْطارِ، وَ ‏تَأَثُّلِ‏ الْمَساکِنِ، وَ تَمَکُّنِ الْأَماکِنِ. فَالْحَدُّ لِخَلْقِهِ مَضْرُوبٌ، وَ إِلى غَيْرِهِ مَنسُوبٌ. لَمْ يَخْلُقِ الْأَشْياءَ مِنْ أُصُولٍ أَزَلِيَّةٍ، وَ ‏لا ‏مِنْ‏ ‏أَوائِلَ‏ أَبَدِيَّةٍ، بَلْ خَلَقَ ما خَلَقَ ‏فَأَقامَ‏ ‏حَدَّهُ‏، وَ صَوَّرَ ما صَوَّرَ فَأَحْسَنَ صُورَتَهُ، لَيْسَ لِشَىْ‏ءٍ مِنْهُ امْتِناعٌ، وَ لا لَهُ بِطاعَةِ شَىْ‏ءٍ انْتِفاعٌ، عِلْمُهُ بِالْأَمْواتِ الْماضِينَ کَعِلْمِهِ بِالْأَحْياءِ الْباقِينَ، وَ عِلْمُهُ بِما فِى السَّمواتِ الْعُلى کَعِلْمِهِ بِما فِى ‏الْأَرَضِينَ‏ السُّفْلى.
مِنْها: أَيُّهَا الْمَخْلُوقُ ‏السَّوِىّ‏، وَ ‏الْمُنْشَأُ ‏الْمَرْعِىّ‏ فِى ظُلُماتِ الاَرْحامِ وَ مُضاعَفاتِ الاَسْتارِ، بُدِئْتَ ‏مِنْ‏ ‏‏سُلالَةٍ‏ ‏مِنْ‏ ‏طِينٍ‏، وَ وُضِعْتَ ‏فِى‏ ‏‏قَرارٍ‏ ‏‏مَکِينٍ‏‏ ‏إِلى ‏قَدَرٍ ‏مَعْلُومٍ‏، وَ أَجَلٍ مَقْسُومٍ، ‏تَمُورُ فِى بَطْنِ أُمِّکَ جَنِيناً، ‏لا ‏تُحِيرُ دُعاءً، وَ لا تَسْمَعُ نِداءً، ثُمَّ أُخْرِجْتَ مِنْ مَقَرِّکَ إِلى دارٍ لَمْ تَشْهَدْها، وَ لَمْ تَعْرِفْ سُبُلَ مَنافِعِها. فَمَنْ هَداکَ لِاجْتِرارِ الغِذاءِ مِنْ ثَدْى أُمِّکَ؟ وَ عَرَّفَکَ عِنْدَ الْحاجَةِ مَواضِعَ طَلَبِکَ وَ إِرادَتِکَ هَيْهاتَ! إِنَّ مَنْ يَعْجِزُ عَنْ صِفاتِ ذِى الْهَيْئَةِ وَ الاَدَواتِ فَهُوَ عَنْ صِفاتِ خالِقِهِ أَعْجَزُ، وَ مِنْ تَناوُلِهِ بِحُدُودِ الْمَخْلُوقِينَ أَبْعَدُ.
ارسال در تاريخ 2015-04-16 توسط komevo
رپورتاژ
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
جشن عروسی
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
جدیدترین تجهیزات تالار
دوربین مداربسته
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
روغن زالو چیست؟
نقش دینگ در صنعت حمل و نقل
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
انجام پایان نامه
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
نمایندگی برندها در ایران
روش انتخاب اسباب بازی مناسب کودکان
سامانه جامع مشاغل شهرری
فال حافظ

لینک های مفید
آموزش مجازی | تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ

.::.